هديه هديه ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 17 روز سن داره

هديه خانم، مغز بادوم

رفت امد رفت امد

سلام گلم بزار برات بگم که این روزا همش در حال رفت و امد به ورامین و کیان و امل هستیم حسابی زندگیمون شده مثل ادمای خونه به دوش گل دخترم روز 20 شهریور عروسی دایی امیر و خاله انیتا (پسر عموی مادر) بود حسابی به هممون خوش گذشت گل دخترم  شما هم حسابی خودت رو تخلیه کردی و تا تونستی رقصیدی و به قول بابا سعید افه اومدی  دختر نازم همون روزا برات یه تبلت البته از اون مدلا که مخصوص بازی هستن خریدم اما شما فقط باهاش هلو هاواریو(سی دی تراشه ای الماس) نگاه می کنی گل دخترم امروز رفتیم کنار دریا و بعد هم رفتیم خونه مامان نرگس که البته عمه ذلفا هم اونجا بود و حسابی با زهرا و عمه پانی بازی کردین عشقم مثل همیشه عاشق اون بلبل زبونیات هستم م...
29 شهريور 1392

کودکانه

سلام دختر نازم امروز می خوام فقط از خودت بنویسم اینکه چه کار هایی انجام  میدید چه طور همه لحظه های زندگی مون و پر از خوشبختی می کنی البته اینو بگم که بعضی وقتا شیطنت رو از حد میگذرونی و من و تا حد دیوونگی عصبانی م یکنی اما باز هم عاشقتم  چون می دونم که همه اینا اقضای سن و سالت و این منم که کم تحملم اما دختر گلم از خودت بگم که این روزا حرف زدنت اونقدر واضح شده که تقریبا همه می فهمن که چی می گی البته هنوز هم بعضی کلمات مخصوصو خودت رو داری مثل حباب= حب حب ببین = ببیت ببینم = ببیتم لطفا = لفا زیبای خفته =  زیبای گفته موش و گربه = پیشو موش سیندرلا=سیندللا پنبه=سفید برفی نارنجی=نارنجیل دیگه=دیده دیگه...
18 شهريور 1392

اتفاقات روزهای گذشته

سلام گل دخترم جونم برات بگه روز 4 شنبه 6 شهریور به امید شرکت در جشن نامزدی پسر خاله ناتنی پدر رفتیم ورامین اما فرداش درست چند ساعت قبل از شروع مراسم پدر بزرگ داماد فوت کرد و مراسم به هم خورد  ایشالا خدا رحمتش کنه  روز 9 شهریور هم تولد سبحان بود دایی صادق جمعه 8 شهریور یه مهمونی کوچیک گرفته بود که پدر شرکت نکرد اما من و شما رفتیم  وقتی وارد شدیم برای سبحان شعر تولدت مبارک رو خوندی و بعد هم افتخار دادی و یه کم عربی رقصیدی  سبحان گلم ایشالا 1000 ساله بشی  امروز هم دوشنبه 11 شهریور هست و تازه اومدیم خونه   تور و خدا لبخند زدن این پسر رو ببین      ...
11 شهريور 1392
1